.

سر خط

يكشنبه, ۲ مرداد ۱۴۰۱، ۰۳:۲۷ ب.ظ

گنگ نیست نوشته ها..

تلخ هم نیست.

حتی اصلا رنگ غم ندارند.

دغدغه شاید..

ولی حال و هوای افسردگی و ناراحتی و نالیدن..

اصلا!!!

فقط چون هم مسیر نیست با باقی نوشته ها..

فقط چون اشکار،بی پرده منعکس می شود...

فقط چون به ساده ترین شکل ممکن بیان می کنم..

می دونی،با اکراه به مهمانی رفتم..

2 ساعت 30 دقیقه فکر کنم ان جا بودیم.

خب لعنت به همه..

2 ساعت و 30 دقیقه.

می دونی یعنی چی!!!

می دونی یعنی چند ثانیه!!!

کی اهمیت می دهد!!........

لعنت به من.

لعنت به نوشتن من.

هنوز داره نقطه اینجا.

هنوز ادامه پیدا می کنه..

هنوز از سر خط.

هنوز صدای مرا می شنوی..

تویی که بلاگت را حذف می کنی..

من از مرگ ناراحت نمی  شوم.اما از حذف بلاگ شاید..

وقتی روان تو می شود مثل دیگران.

وقتی انعکاسی نیست.

اره حرف های من هم مثل باقی ادما خیلی قشنگن..خیلی بهتر از این ها هم می تونم صحبت کنم.اره من هم بلدم ارام صدامو بیارم پایین بگم:سلام خوب هستین..

اره پر از این احوال پرسی های تصنعی که منو می کشه.نه ادامه می دهم.اره از خوب بودن همه حرف میزنم.از زیبایی تمامی افراد!

وای که شما چقدر خوبید و زیبا و درست و پاک و اندیشمند و دغدغه مند.

خوشا به سعادت شما و همراهانتان.

اینا می خوان گاندی  باشن و چرچیل!!

فکر کردی من کی هستم.

عیسی مسیح یا علی بن ابی طالب؟

من هم حدیث بلدم.

من هم مثل عیسی معجزه دارم تو چنته.

اره حتما به تظاهر و غرب زدگی و شرق زندگی و دین گریزی و دینداری نگاه ویژه ای داشتم.

اره حتما فروید تابو و توتم و از اول می نوشت.

اره حتما به جای وقت گذاشتن برای روانکاوی و تحلیل رویا  به همه نشون می داد که برای همیشه بخوابیم و افسار ناخوداگاه تو دستمون باشه.

چون داشتن جرعتشو...

اره الان نیچه هم  بود شروع می کرد به نوشتن این کتاب:کنار گذاشتن نفس کشیدن.

راسل هم کم می اورد.

باید به جای "مسیحی نیستم" می نوشتی،اجر نیستم.اره اشتباه کردی.

اره که مولوی باید بیشتر از 40 روز با شمس خلوت می کردی..

اره اره

باید اون شهر لعنتی رو ول می کردی!

مولوی!صدامو داری الان!!!

باید ول می کرد باید ول می کردی!!

باید با شمس می رفتی

برای همیشه برای همیشه!

اره که شمس چشیده بود حقیقت تنهای رو اره که شمس حسی که تارکوفسکی به تنهایی داشت رو داشت.

اره که شاید رهات می کرد.

ولی باید می رفتید.

دور از همه.

باید می رفتی همان جا " ما را به میان آن فضا سودائیست "

اره می دونمبه اونجا رسیدی..

فقط شمس نبود دیگه.

چون مرده بود..

چی دارم می گم اصلا.

لیبرالیسم لعنتی

از اول تقصیر تو بوده.

حتی شیطان رو هم تو ساختی.

اره که حتی گوشتخواری شدن انسان هم گردن تو هست!

من جغد کور نیستم.

شاید هم خیلی وقت هستم که شدم.

نمی دونم.

هنوز که اخر داستان نیست،هست!!؟!؟

شاید ایدین باشم.

به قتلگاه رفته؟

به کسوت سوجی در امده؟

نمی دانم لعنت به من.

همش وهمه!

جواب که ندارم.

ساحل زندست؟

نمی دونم لعنتی،امیدوارم که فقط نفس نکشه.

امیدوارم نشه یه تصویر.

امید امید امید.

اصلا بهش فکر کردی که دیگه همه چیز بی معنی میشه.

کافیه بفهمی تنهایی بد نیست.

کافی بپذیری لعنتی!

نه اینا ترس نیست.

اینا نجواست

فقط..

برای کامل شدن

شاید هم رانده شدن

شاید منعکس کردن.

بس

بس

بس

اره که من با تو الان می خوام حرف بزنم.

دیگه کتابی نوشتن هم در کار نیست..

اره دارم با تو حرف می زنم.

اگه خوابی بیدار شو.

نه می دونم خواب نیستی.

مگر تو یه جسم بیولوژِیک هستی

لعنت..

تو مطلقی.

نمی دونم نمی دونم.

هر چی هست.انگار هیچی تو چنته ندارم.اره هیچ و پوچ،شاعر می گفت باید دو دستی به رویا هات بچسبی.این رویا که می گن چی هست..

جوابمو بده.این ارزو که می گن.این موفقیت لعنتی رو برام تعریف کن.به دنبال معجزه هات نیستم.به دنبال اغاز خلفت،راز های جهان،به دنبال خلق سیاره ها،خلق زمین،به دنبال خلق زنبور عسل.نه نه نه نیستم.

به دنبال قدرت و  عظمت،هیچ کدوم!!

فقط زندگی.

زندگی و دیگر هیچ

کافیه.

بیا یه منجی بفرستیم همینو بگه.

بیا یه منجی بفرستیم که بگه " دریاب دمی که با طَرَب می‌گذرد "

یکی که بگه: چون عهده نمی‌شود کسی فردا را .

اره.

بیخیال کسی گوش نمیده

فراموش کن.

از  اغوش باید صحبت می کرد

از ساده دوست داشتن همین.

گوش کن!

از این چیزا که مردم می گن چیزی متوجهی.

انگار فقط من و تو مثل هم هسیتم.انگار فقط ما موندیم.دلیلش چیه؟؟

اره اره چون در بند نیستیم.

چون ساده گراییم.

اره می دونم اینارو ولی بعدش.کسی باور نمی کنه.می دونی کسی گوش نمی ده،من که یه رانده شده بیشتر نیستم.اره من "رفته ی روزگارم" پس بلند صدام کن.ببین دوباره دارم می گم حرفام قشنگن اره من هم مثل عوضی های دیگه..

چه تفاوتی داره ها چه تفاوتی!!!

نه می خوام فعلا باشی.با همه بدی ها.اره با همه رنجا اره فعلا بمون.اره اره،اره می تونی همراهی کنی اره چرا که نه!!

همراهی کن..

صدای زندانی!

صدای صدا ها.

امیگو

زیبا

دوست

سبز

گرم

ابی

سرد

اصلا خدا!.

خورشید مرده؟

پس تو را به خودمان می سپارم تا ان کبوتر غمگین که از قلب ها گریخته را به اشیانش برگردانیم..

کبوتر را که حتما می شناسی.

نامش ایمان است

 

_____

بی تصویر.

بی پرده.

تقدیس نکن نوشته ای را

نه،هیچ چیز را

نقطه سر خط.

 

 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱/۰۵/۰۲
... ...

روایت

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی