دست
۱ نظر
۱۹ دی ۰۲ ، ۱۳:۵۲
وقتی که از نشستن خسته شدی بیا پیامی بده و بگو هنوز می خواهم بتابم
انقدر باید بمیری تا حساب کار دستت بیاید.بخندم پس.
نشستم روی مبل.مبل های ما بودند.چند سال پیش که عوض شان کردیم این ها را دادیم خانه مادربزرگ.ال بودند.نشستم روی مبل.قبلش اب خوردم.سمت پنجره رفتم.یادم نیست چی،ولی یک خوردنی..یک خوردنی ان جا بود که خوردم.چرا به یاد نمی اوری؟